چکیده
این مقاله با رویکرد نظري و با هدف تبیین رابطه علم و فلسفه اخلاق تدوین یافته است. پس از بیان ماهیت اخلاق و تعریف علم اخلاق، به بازشناسی 1 1 1 1 1 میپردازد. علاوه بر تبیین دامنه شمول مطالعات فلسفی درباره اخلاق، رابطه میان اخلاق توصیفی، هنجاري و فرا اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و سرانجام، الگوهاي مختلف درباره نحوه ارتباط و تعامل میان نظریه اخلاقی و اخلاق کاربردي مقایسه و نظریه مختار مطرح می گردد.
کلید واژه ها:
اخلاق، علم اخلاق، فلسفه اخلاق، اخلاق توصیفی، اخلاق هنجاري، فرااخلاق، اخلاق تحلیلی، اخلاق کاربردي.
تعریف اخلاق:
1 تعریف اخلاق و علم اخلاق، بحثهاي جالبی در کتابهاي لغوي و اخلاق ی مطرح شده است. براي نمونه، علاقهمندان میتوانند به کتابهایی همچون معجم مفردات الفاظ القرآن، تاجالعروس، لسان العرب، صحاح اللغه و جامع السعادات مراجعه کنند. به طور خلاصه میتوان گفت اخلاق هرگاه به صورت جمع به کار میرود، به معنا ي جمعی یا مجموعه اي از خصلت ها و ویژگیهاي نفسانی یک فردیا گروه یا جامعه یا دین است که منشأ و مصدر نوع خاص ی از سلوك و زندگی میباشد؛ اما اگر به صورت مفرد به کار رود، به معناي خصلت یا صفت نفسان ی است که منشأ و مصدر نوع خاصی از عمل و رفتار است. به عبارت دیگر، انجام فعل خاص ی را تسهیل میکند. کسی که داراي خلق یا خصلت خاصی مانند سخاوت است، در موقعیت هایی که پیش می آید و در آن، زمینه جود و بخشندگی وجود دارد، بدون رنج و تکلّف و حت ی چه بسا بدون نیاز به صرف وقت براي تأمل و محاسب ۀ منافع و ضررهاي ناشی از فعل یا ترك آن، تصمیم میگیرد تا کار متناسب با جود و بخشندگی در آن موقعیت خاص را انجام دهد ؛ خواه آن کار بخشیدن پول یا کالا و مانند آن، و یا دعوت کردن به منزل و اک رام و امثال آن باشد2. البته داشتن چنین صفتی، تنها انجام دادن فعل متناسب با خود را تسهیل و تسر یع می کند،ولی هیچگاه نمیتواند انجام چنانکاري را متعین ساخته و از فرد داراي آن صفت، سلب اختیارکند. به عبارت دیگر، در اخلاق با صفاتی سروکار داریم که مقتضی انجام نوع خاص ی از رفتار هستند؛ نه اینکه موجب و حتمیکنندة آن نوع رفتار باشند. خود این صفات نی ز بای د از جمله ویژگیهایی در انسان باشند که به نوعی اختیارياند و این به دو نوع قابل تصور میباشد: یا خودشخص این صفت یا صفات را کسب کرده است و یا اگر به طور طبیع ی مثلا تحت ت أثیر نوع تربیت یا خانواده و امثال آن، و قبل از آنکه به سن تشخیص و تصمیمگیري برسد، واجد ص فتی شده است، باید بتواند از تداوم آن صفت جلوگیري کند. اصولاً اخلاق با اختی ار و به دنبال آن استحقاق مدح و ذم همراه است. از اینجا معلوم میشود صفت ی ک ه هم ۀ انسان ها ب ر اساس سرشت و ماهیت انسانی داشته باشند و یا صفتی ک ه اصلا برا ي انسان ها مم ک ن نباشد، در خوانده نمیشود2. اخلاق یا « خلق » اصطلاح روشن است کارهایی که انسان انجام میدهد، جزو اخلاق یات و صفات نفسانی محسوب نمیشود، ولی ارتباط تنگاتنگی با آنها دارد؛ از یک سو هر صفتی مقتضی صدور یک دسته از علم اخلاق و فلسفۀ اخلاق؛ 1 دربارة حوزه هاي مختلف مطالعات اخلاقی افعال میباشد و آن را تسهیل می کند، و از سوي دیگر، انجام هر کاري باعث تثبیت و تقویت صفت متناسب با آن یا تضعیف صفت متضاد با آن می شود و ی ا در صورت نداشتن چنان صفتی، لااقل میتواند قدري در پیدا شدن آن مؤثر باشد.
برچسب:
نویسنده: سام صادقی